تبلیغات
پایگاه مقاومت بسیج شهدای آسیابک - وقتی جمجمه انوشیروان به سخن مى آید

پایگاه مقاومت بسیج شهدای آسیابک
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیّکَ الفَرَجِ و العافیه و النَّصر

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث



موضوع: مناسبت ها(میلاد) -

امیرالمومنین(علیه السلام) پس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بهترین انسان روی زمین بودند که ویژگی های روحی و معنوی و نیز مادی و ظاهری همگی دلالت بر این مطلب دارند.
سرویس فرهنگ جهان نیوز: یکی از خصایص و ویژگی هایی که تنها خاص امیرالمومنین علی(علیه السلام) است و تنها ایشان بدان ممتاز گردیده اند محل و مکان ولادت حضرت است که احدی از خلایق از انبیاء عظام و اوصای گرامی هیچ کدام به این خصیصه ی عظمی ممتاز نبودند.

مولد علی(علیه السلام)

در حدیثی شریف از صحصمة بن صوحان از شیعیان و روات خاص امیرالمومنین(علیه السلام) نقل شده است که حضرت دلیل برتری خویش نسبت به عیسی(علیه السلام) را چنین ذکر فرمودند که موقع ولادت عیسی بن مریم (ع) در بیت المقدس ندای غیبی مریم طاهره مادر وی را از مسجد خارج کرد و بدو گفت: اخرجی عن البیت فإن هذه بیت العباده لا بیت الولادة، یعنی بیرون رو از خانه ی بیت المقدس زیرا که اینجا خانه عبادت است نه خانه ولادت و محل زائیدن. ولی هنگامی که ولادت با سعادت امام علی(علیه السلام) نزدیک شد مادر گرامی شان فاطمه بیت اسد را باندایی غیبی به داخل خانه ی کعبه دعوت نمودند و بدو فرمودند: یا فاطمه ادخلی البیت، فاطمه در خانه داخل شو.
کعبه آغوش خود را بازکن....

بر اساس نقل های متعدد از شیعه و اهل سنن حضور فاطمه بنت اسد در مسجد الحرام به طور تصادفی نبوده است. بلکه او در ماه وضع حملش بوده و در مسجد الحرام مشغول عبادت بوده است که درد زایمان او را می گیرد. فاطمه در نزدکی کعبه مشغول به دعا می شود و به درگاه باعظمت پروردگار متعال می نالد که خداوندا به عزت و جلال خود که این درد را بر من آسان گردان. یک مرتبه دیوار کعبه شکافته می شود و ندایی فاطمه را به درون خانه دعوت می نماید. فاطمه بنت اسد مادر گرامی امیرالمومنین(علیه السلام) در حضور مردمی که اطراف خانه کعبه بودند داخل خانه می شود. و در و دیوار کعبه به حالت اولیه باز می گردد. این موضوع موجب تعجب و شگفتی همگان می گردد. عباس برادر ابوطالب که در صحنه حاضر بوده است فوراً برادرش را خبر می دهد و ابوطالب سراسیمه به سوی کعبه می آید.


قفل ها بسته اند!


ابوطالب کلیددار کعبه بوده است و از این رو فوراً به سوی کعبه می رود ولی هرچه می کند درب خانه مبارکه ی کعبه باز نمی شود.! تا سه روز فاطمه بنت اسد ظاهراً بدون غذا و پرستار در خانه کعبه می ماند و در تمام کعبه صحبت از این ماجرای غیر منتظره می نمودند که روز سوم همان محلی که فاطمه از آن وارد شده بود مجدداً باز می شود و فاطمه بیرون می آید در حالی که پسری ماه پاره بر روی دست دارد. مردم هجوم می آورند و خیره خیره او و فرزندش را می نگردند.

نقل همگانی

این امتیاز و ویژگی بارز برای حضرت علی(علیه السلام) ماند که مولد او خانه کعبه بوده است آن هم با دعوت مخصوص که مادر بزرگوارشان را به خانه بردند. این قضیه مورد اتفاق فریقین از شیعه و اهل سنن است که پس از آن و قبل از آن واقعه احدی به چنان ویژگی مشخصی نائل نگردیده است. نورالدین بن صباغ مالکی از علمای اهل تسنن در کتاب فصول المهمه خویش فصل اول ص 14 می گوید: و لم یولد فی البیت الحرام قبله اُحد سواه و هی فضیله خصّه الله تعالی بها اجلالاً له و اعلاء لمرتبه و اظهاراً لتکریمه، پیش از او (علی(علیه السلام) ) هیچ کس در خانه کعبه متولد نشد مگر خود او که این فضیلتی است که خدا داده که استثناء از جمیع افراد بشر اختصاص به آن حضرت داده است تا رتبه بلند او را مردم بشناسند و از آن تجلیل و تکریم نمایند.

چنانچه ملاحضه می شود همگان به شرافت ویژه امیرالمومنین(علیه السلام) در ولادت و محل تولد اذعان دارند و این خصیصه را ویژگی منحصر به فرد حضرت علی(علیه السلام) می دانند.


نتیجه گیری:


محل تولد هر کسی نشان دهنده بخشی ازهویت وی است و هر چه محل ولادت پاکیزه تر و مطهرتر باشد مولود پاکتر و معطرتری از آن برمی خیزد. ولادت امیرالمومنین(علیه السلام) در مکانی واقع شده است که هیچ کس نه پس از او و نه قبل از او چنان محلی را برای ولادت نداشته اند. به خصوص آن که این محل کعبه مبارک است که محل عبادت و خانه آمال و آروزهای همه مومنین و موحد آن از ابتدا تا انتها بوده است. علاوه بر این خانه کعبه خانه مبارکی است که محل عبادت است و اینکه ما در بزرگواری امیرالمومنین(علیه السلام) به درون آن دعوت شده اند خود حاکی از مقام و ارزش والای این مادر و فرزندست. مادری که در دورن خویش دُرّ گرانبهایی چون امیرالمومنین(علیه السلام) را پرورانیده است.

منابع:
1. شب های پیشاور-سلطان الواعظین شیرازی(ره)
2. فصول المهمة- نورالدین بن صباغ مالکی-فصل اول
3. تفسیر المیزان- علامه طباطبایی (ره)
4. تاریخ ادیان –جان ناس

وقتی جمجمه انوشیروان به سخن مى آید

به امام على علیه السلام خبر رسید معاویه تصمیم دارد با لشكر مجهز به سرزمین هاى اسلامى حمله كند.

على علیه السلام براى سركوبى دشمنان از كوفه بیرون آمد و با سپاه مجهز به سوى صفین حركت كردند. در سر راه به شهر مدائن (پایتخت پادشاهان ساسانى ) رسیدند و وارد كاخ كسرى شدند.
حضرت پس از اداى نماز با گروهى از یارانش مشغول گشتن ویرانه هاى كاخ انوشیروان شدند و به هر قسمت كاخ كه مى رسیدند كارهایى را كه در آنجا انجام شده بود به یارانش توضیح مى دادند به طورى كه باعث تعجب اصحاب مى شد و عاقبت یكى از آنان گفت :
یا امیرالمۆمنین ! آنچنان وضع كاخ را توضیح مى دهید گویا شما مدتها اینجا زندگى كرده اید!

در آن لحظات كه ویرانه هاى كاخها و تالارها را تماشا مى كردند، ناگاه على علیه السلام، جمجمه اى پوسیده را در گوشه خرابه دید، به یكى از یارانش فرمود:
او را برداشته و همراه من بیا!

سپس على علیه السلام بر ایوان كاخ مدائن آمد و در آنجا نشست و دستور داد طشتى آوردند و مقدارى آب در طشت ریختند و به آورنده جمجمه فرمود:
آن را در طشت بگذار.

وى هم جمجمه را در میان طشت گذاشت. آنگاه على علیه السلام خطاب به جمجمه فرمود:
اى جمجمه ! تو را قسم مى دهم ، بگو من كیستم و تو كیستى ؟

جمجمه با بیان رسا گفت :
تو امیرالمۆمنین ، سرور جانشینان و رهبر پرهیزگاران هستى و من بنده اى از بندگان خدا هستم .
على علیه السلام پرسید:

حالت چگونه است ؟

جواب داد:
یا امیرالمۆمنین ! من پادشاه عادل بودم ، نسبت به زیر دستان مهر و محبت داشتم ، راضى نبودم كسى در حكومت من ستم ببیند، ولى در دین مجوسى (آتش پرستى ) به سر مى بردم . هنگامى كه پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم به دنیا آمد كاخ من شكافى برداشت ، آنگاه به رسالت مبعوث شد. من خواستم اسلام را بپذیرم ولى زرق و برق سلطنت مرا از ایمان و اسلام بازداشت و اكنون پشیمانم .

اى كاش كه من هم ایمان مى آوردم و اینك از بهشت محروم هستم و در عین حال به خاطر عدالت از آتش دوزخم هم در امانم .

واى به حالم ! اگر ایمان مى آوردم من هم با تو بودم . اى امیرالمۆمنین و اى بزرگ خاندان پیامبر!
سخنان جمجمه پوسیده انوشیروان به قدرى دل سوز بود كه همه حاضران تحت تأثیر قرار گرفته با صداى بلند گریستند.

منبع: بحارالانوار، ج 41، ص 24؛ نقل از داستانهاى بحارالأنوار، ج 3، ص 56.
منبع:تبیان


نوشته شده در دوشنبه 15 خرداد 1391 توسط واحد فرهنگی
مقام معظم رهبری

نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin